ابراهيم عاملي ( موثق )
398
تفسير عاملي ( فارسي )
راه خدا تنبلى مىكنيد [ كه گويا ز سنگينى از زمين خانه جدا نمىشويد ] ؟ مگر ز سراى جاودانى به زندگى اين جهانى بس كردهايد ؟ پس بدانيد : بهره ى اين جهان در آن سرا جز اندكى نباشد 39 اگر شتاب به جنگ نكنيد خدا شما را به آزارى دردناك بيازارد و گروهى ديگر به جاى شما آرد و نتوانيد به او زيانى رسانيد كه خدا بر همه چيز توانا بود 40 اگر شما يارى پيغمبر نكنيد البتّه خدا او را يارى كند [ چنان كه او را يارى كرد ] آنگاه كه كافران برونش كردند به اين گونه كه او دوّمين از دو نفر فرارى بود [ چون ز يارانش يكى با او بود ] و هر در در غار [ پنهان ] شدند و با آن دوست خود گفت : اندوه مدار كه خدا با ما بود . پس خدا آرامش خود بر او فرود آورد . و به لشكرى كه شما نمىديديد ياريش كرد و سخن كافران پست كرد و گفتار حقّ برتر نمود و خدا عزيز است و حكيم 41 شما مسلمانان سبكبار و يا سنگين بار شتاب كنيد و به جان و مال به راه خدا جنگ نمائيد كه براىتان بهتر است اگر بدانيد . اى محمّد 42 اگر براى اين مردم سودى و سفرى نزديك بود پيروى تو مىكردند ولى سفرى دور در پيش - شان بود كه به خدا سوگند ياد كنيد كه اگر مىتوانستيم ز سرزمين خود با شما برون مىشديم [ آنها بدين گونه سخن ] خود را نابود مىكنند و خدا مىداند كه آنان دروغ گويند 43 خداى بر تو ببخشايد ، چه خوب بود دستور جنگشان نمىدادى تا راستگويان برايت نمودار شوند و دروغ گويان را بشناسى 44 آنها كه خدا و روز جزا باور دارند از تو دستور نخواهند كه به مال و جان به راه حقّ جنگ كنند و خدا بداند آنها را كه پرهيزگار بودند 45 همانا آن كسان از تو دستور جنگ خواهند كه ايمان به خدا و رستاخيز ندارند و دلهاشان انديشناك است و از دو دلى سرگردان مانده اند 46 اگر ايشان آهنگ برون شدن براى جنگ داشتند ابزار كار خود آماده مىكردند ولى خدا جنبش ايشان ناپسند داشت و بر جاىشان بداشت تا به ايشان گفتند : با خانه ماندگان به نشينيد [ كه ارزشى نداريد ] 47 و اگر با شما براى جنگ برون مىشدند جز تباهى و زيان چيزى براى شما نمىفزودند و ميانتان را به زودى آشوب مىكردند تا شما را به يكدگر تيره كنند ، و از شما مردمى هستند